توی غربت چشات چیزیه که نمی خوام بدونم
چون برق چشاتو دوست دارم
ان نگاهاتو دوست دارم
لحظه لحظه هاتو دوست دارم
درد دلاتو دوست دارم
تموم قصه هاتو دوست دارم
عطر نفساتو دوست دارم
اواز صدا تو دوست دارم
این منم با تموم وجود
میگم به خدا دوست دارم
تقدیم به آن کس که ......... I LOVE YUO
توی غربت چشات چیزیه که نمی خوام بدونم
چون برق چشاتو دوست دارم
ان نگاهاتو دوست دارم
لحظه لحظه هاتو دوست دارم
درد دلاتو دوست دارم
تموم قصه هاتو دوست دارم
عطر نفساتو دوست دارم
اواز صدا تو دوست دارم
این منم با تموم وجود
میگم به خدا دوست دارم
حرفي براي گفتن نمانده
وقتي تو خاموشي چه دليلي هست براي شادي
وقتي تو نيستي چه بهانهاي براي گريه هست
وقتي حضور چشمانت نيست چه نيازي به زندگي است
وقتي تو ميروي چه اهميتي دارد تپيدن قلب
وقتي عشقت را دريغ کردي بيهوده شد وجود من

به تو مي انديشم
به تو مي انديشم
اي سرا پا همه خوبي
تک و تنها به تو مي انديشم
به تو مي انديشم
همه وقت . همه جا
من به هر حال که باشم
به تو مي انديشم
به تو مي انديشم
تو بدان اين را . تنها تو بدان
تو بمان با من . تنها تو بمان
تو بدان اين را . تنها تو بدان
تو بمان با من . تنها تو بمان
به تو مي انديشم
به تو مي انديشم
اي سرا پا همه خوبي
تک و تنها به تو مي انديشم
به تو مي انديشم
جاي مهتاب به تاريکي شبها تو بتاب
من فداي تو .به جاي همه گلها تو بخند
من همين يک نفس از جرعه ي جانم باقي ست
اخرين جرعه ي اين جام تهي را تو بنوش
پاسخ چلچله ها را تو بگو
قصه ي ابر و هوا را تو بخوان
تو بمان با من . تنها تو بمان
به تو مي انديشم
به تو مي انديشم
اي سرا پا همه خوبي
تک و تنها به تو مي انديشم
به تو مي انديشم
به تو مي انديشم
به تو مي انديشم

بگو که گل نفرستد کسی به خانه من
که عطر یاد تو پر کرده آشیانه من
تو چلچراغ سعادت فروز بخت منی
بجای ماه تو پرتو فشان به خانه من
به شوق روی تو من زنده ام خدا داند
برای زیستن اینک تویی بهانه من
صدام کن ای صداقت پیشه، بی بی گل عتیقه
تمام دلخوشیم اینه که دل با تو رفیقه
صدام کن ای هوای تازه ای عطر رمنده
هوا پر شه پر از پرهای رنگی پرنده
بزن بارون بزن خیسم کن، آبم کن، ترم کن
کمک کن تازه بارون من غریبم پرپرم کن
بزن آتیش به جونم شعله کن خاکسترم کن
بذار سر روی دوشم سایه ت رو تاج سرم کن
صدام کن ای صداقت پیشه، بی بی گل عتیقه
تمام دلخوشیم اینه که دل با تو رفیقه

خواهم كه بر مویت ، مویت ، مویت
هر دم زنم شانه ، هر دم زنم شانه
ترسم پریشان كند بسی حال هركسی
چشم نرگست مستانه مستانه ، مستانه مستانه
خواهم كه بر چشمت ، چشمت ، چشمت
هر دم كشم سرمه ، هر دم كشم سرمه
ترسم مجنون كند بسی مثل من كسی
چشم نرگست مستانه مستانه ، مستانه مستانه
یه شب بیا منزل ما
حل كن تو صد مشگل ما
ای دلبر خوشگل ما
دردت به جان ما شد
روح و روان ما شد
خواهم بر ابرویت ، رویت ، رویت
هر دم كشم وسمه ، هر دم كشم وسمه
ترسم كه مجنون كند بسی مثل من كسی
چشم نرگست مستانه مستانه ، مستانه مستانه
خواهم كه بر رویت ، رویت ، رویت
هر دم زنم بوسه ، هر دم زنم بوسه
ترسم كه نالان كند بسی حال هر كسی
چشم نرگست مستانه مستانه ، دیوانه دیوانه

تو مکه عشقي و من عاشق رو به قبلَتم
من اولين قربوني عيداي فطر کعبَتم
مي ميرم از عشق چشات اگه ندي تو حاجتم
هر چي بته به خاطرت کوبوندم و شکوندم
خودمو تو چشم مست تو آتش زدم، سوزوندم
به عشق ديدن گل روي تو اينجا موندم
بين نماز ظهر و عصرم استخاره کردم
خوب اومده مبارکه دور سرت بگردم
اگه به من وفا کني؛ حاجتمو روا کني
بين تموم عاشقات، نذر منو ادا کني
يه کاسه گندم مي ريزم تا کفترارو سير کنم
واست مي ميرم انقدر تا دلتو اسير کنم
به پات مي شينم شب و روز، تا با تو عمرو پير کنم
به مژگان سيه کردي هزاران رخنه در دينم
بيا کز چشم بيمارت هزاران درد برچينم
بين نماز ظهر و عصرم استخاره کردم
خوب اومده مبارکه دور سرت بگردم
اگه به من وفا کني؛ حاجتمو روا کني
**زيباترين تصويري كه در زندگانيم ديدم، نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود **
**زيباترين سخني كه شنيدم سكوت دوست داشتني تو بود**
**زيباترين احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود**
**زيباترين انتظار زندگيم حسرت ديدار توبود**
**زيباترين لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود**
**زيباترين هديه عمرم محبت تو بود **
**زيباترين تنهاييم گريه براي تو بود **
**زيباترين اعترافم عشق تو بود**
شب است، در همه دنيا شب است، در من شب
مرا بگير چنان جفت خويش لب بر لب!
چگونه چشم ببندم ير اين الهه عشق؟!
عجب فرشته با مزّه ايست لامصّب!!
جلو نرو که به پايان نمی رسد اين راه
کدام خاطره مانده ست؟! برنگرد عقب!
چقدر قرص مسکـّن؟! چقدر مُهر سکوت؟!
رسيده درد به عمق ِ... به عمق ِ عمق ِ عصب
کدام آتش عاشق به روح من پيچيد؟
که سوخت پيرهن خوابهای من از تب!
که در ميان دلم بچـّه موش غمگينيست
که فکر می کند اين روزها به تو اغلب
که چشمهای ِ سياهِ قشنگِ خيس ِ بد ِ ...
که عاشقت شده بودم خلاصه مطلب!
ببخش بچـّه کوچولوی گيج قلب مرا
اگر نداشت بهانه ، اگر نداشت ادب
غزل تمام شده ، وقت نحس بيداريست
تو تازه می رسی از راه خانم ِ ... چه عجب!!
ای سر چشمه ی محبت
ای عشق واقعی
چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است
چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود
بگزار نامت را تکرار کنم نامت زیباست دلنشین است
چه داشته ای که اینگونه مرا تلسم کرده ای
من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی
تو هوای دلم را با طراوت کردی
زمانی که با تو هستم به آسمان به بیکران برواز میکنم
پس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه را نمیدانم
واما ایـــــــــن تنهاتــــــــرین عاشــــــــقـــــــــــه
![]()
ايستگاههای متروک ...
لبريز آدمهای سنگی -
آدمهای شکسته ی ساکن -
بی حرکت - بی بو - دروغگو !
- قطار من -
هيچگاه برايشان سوت توقف را نخواهد کشيد ...

نم نم قشنگ بارون واسه تو قصه قشنگ شب مال منه
همه ستاره ها برای تو رخ نازنین تو مال منه
دریای بی انتها برای تو دریای عشق تو ام مال منه
بید مجنونای دنیا واسه تو ناز رقص اون موهات مال منه
نغمه های مرغ عشق برای تو صدای نازنینت مال منه
بوی گلهای بهشت برای تو بوی جای قدمات مال منه
هوای روز بهار برای تو بازدم تنفست مال منه
چشمه های پر خروش برای تو چشمه دوست داشتنت مال منه
گلهای ناز گلستون واسه تو غنچه ناز لبات مال منه
یه طبیعت بی همتا واسه تو چشمای خوشگل تو مال منه
گرمای نقطه جوش برای تو گرمی دستای تو مال منه
رنگای رنگین کمون برای تو خم ابروهای تو مال منه
قصه لیلی و مجنون واسه تو مجنون نگات بودن، کار منه
جمله < دوستت دارم > برای تو قطره محبتت مال منه
رشته کوههای بلند برای تو غرور نگاه تو مال منه
خبرای قاصدک برای تو خبر سلامتت مال منه
مرواریدهای سفید برای تو اون درخشش چشات مال منه
دیدن ماه چهارده واسه تو زل زدن تو روی تو مال منه
زندگی تو شهر رویا واسه تو تو رو دیدن توی خواب مال منه
مستی شراب ناب برای تو مستی دیدن تو مال منه
پریدن با شاپرک برای تو با یادت قدم زدن مال منه
عسل خالص کندو واسه تو طعم بوسه های تو مال منه
از روی ابرا راه رفتن واسه تو خاک پاتو بوسیدن کار منه
هستی و وجود من برای تو چون که عشق پاک تو مال منه
نظر یادتون نره با تشکر فراوان از تمام عاشقان
نیما هاشمی
عشق یعنی یک کلام بی صدا عشق یعنی ادمی نیک ورها
عشق یعنی دیدگانی باز باز عشق یعنی یک سبد گل های ناز
عشق یعنی زیور روی حبیب عشق یعنی روی در روی رقیب
عشق یعنی افتاب روی او عشق یعنی پیچ و تاب موی او
عشق یعنی یک معلم سوختن سوختن تا عالمی افروختن
عشق یعنی یک بهانه دست یار عشق یعنی گیسوی سبز نگار
عشق یعنی یک تلاقی در نگاه عشق یعنی غصه و غمها و آه
به جای دسته گلی که فردا برقبرم نثار میکنی امروز باشاخه گلی کوچک یادم کن .
به جای سیل اشکی که فردا بر مزارم میریزی امروز با تبسمی شادم کن .
به جای اون متن های تسلیت که فردا
برایم می نویسی امروز با یک پیغام کوچک خوشحالم کن.
آن روز که تو را دیدم وبه آن نگاه پرخروشت دل باختم
غربت چشمانت را چه آشنا یافتم
آن نگاه با من غریبه نبود
نگاه تو را در امتداد رویاهایم دیده بودم ...
آن روز که نگاهم به نگاهت پیوند یافت قلب بیمار اما عاشقم به تپش افتاد ومن...
ومن زندگی دوباره را با عشق تو یافتم...
ای زندگانی من ...
ای همه وجود من...
ای آغاز وپایان من ...
با تمام وجود دوست داشتن تو را فریاد می زنم.....
باز هم سه روز خوب گذشت و تو رفتي.باز هم وقتي دستت رو رها كردم جون دادم و تو نفهميدي.
تمام اميد من براي زندگي تو هستي عزيزتر از جانم.
عشق يعني تو
